قناری و پرسشهای مربوط به آن


هدف این وبلاگ پاسخ به سئوالات مربوط به قناری است. اما به خاطر اینکه سایت www.uyc.ir راه اندازی شده است، کلیه سئوالات خودتان را در سایت مذکور بپرسید.

علی نگرانه

سلام دوستان عزیزم. امیدوارم حالتون خوب باشه و شاد و سلامت و تندرست باشین.

همونطور که متوجه شدین قراره ماجرای آقا علی رو براتون تعریف کنم. امیدوارم خوشتون بیاد.شاید حرفایی تو این قصه باشه که بدردتون بخوره. پس حتما داستان رو دنبال کنین.

اما ادامه ماجرا..............

یک ماه از ماجرای اون روز گذشته بود. علی حسابی با دوست کوچک خودش مونس و همراه شده بود.به اون آقای مهربون هم مرتب سر می‌زد .

یه روز که علی داشت به قناری خودش نگاه می‌کرد پیش خودش گفت این طفلک گناه داره. باید جفتی رو براش پیدا کنم تا از تنهایی در بیاد.

پس معطل نکرد. رفت سراغ اون آقا ( که من اسمشو حاج محمود می‌ذارم)

درزد. حاج محمود در رو باز کرد . مثه همیشه با لبخندی به لب از علی تقاضا کرد که داخل بشه. علی وارد خونه شد.

بعد احوال پرسی ماجرا رو برا حاج محمود گفت.حاجی یه نگاهی به پرنده‌هاش کرد. یه ماده ابلق رو نشون کرد. گفت: علی آقا این ماده چطوره؟ علی نگاهی به ماده کرد و گفت: حاجی من نمی دونم . سردر نمی یارم. هر چی شما بگین .اما به یه شرط. پولشو ازم بگیری.

حاج محمود خنده ای کرد و گفت :بابا قابل شما رو نداره. اما باشه . پولشو ازت می گیرم که قدر قناریاتو بیشتر بدونی.

علی پول رو داد. قفس ماده رو گرفت به دست و خداحافظی کرد .

تو راه که می یومد به این فکر بود که اگه این رو خونه ببره دیگه قناریش تحویلش نمی گیره و حواس اون به این ماده می‌شه. راستش کمی هم حسودیش می‌شد. اما وقتی خونه اومد و قناری رو تو خونه گذاشت متوجه اشتباهش شد. البته این فکری بود که گذرا از ذهنش گذشت و بعد هم فراموش شد.

حاج محمود به علی گفت. ماده رو چند روزی دور از نر قرار بده. طوری که فقط صدای هم رو بشنون.

بعد یه هفته قفس ماده رو بذار کنار قفس نر. اگه دیدی نر خودشو به دیواره قفس می چسبونه و با حرارت می‌خونه و ماده هم جیک می زنه و بال بال می‌زنه و روزنامه کف قفس رو لول می کنه اونها رو کنار هم بذار.

علی هم همین کار رو کرد. بعد یه هفته ماده و آورد کنار نر گذاشت. نر مستانه می خوند . اما ماده زیاد توجه نمی کرد. بعضی وقتا جیکی می زد. این ور و اون ور می‌پرید. اما زیاد واکنش نشون نمی داد.

علی دید نر خیلی بی‌تابی می‌کنه. پیش خودش گفت اشکالی نداره ماده رو می‌ذارم پیش نر. و متاسفانه این کار رو کرد.

نر مست بود ولی ماده ‌کاملا آماده نبود. حاج محمود هم اون موقعی که داده بود تذکرات رو داده و گفت تا ماده کاملا مست نشده جفت نکن. اما علی بی‌تجربگی کرد.

نر می خوند و ماده بی توجه بود. دنبال ماده می کرد اما ماده فرار می‌کرد. نزاع اونها تموم نمی شد. وبعد یک ماه نر شروع به پرریزی کرد.

قلب علی داشت کنده می‌شد. نمی دونست چه اتفاقی افتاده. هراسون خودشو به حاجی رسوند و ماجرا رو براش تعریف کرد.

حاج محمود گفت :علی جان عجله کردی. این کار حوصله و صبر طولانی می‌خواد. قناری مثه حیوون‌های دیگه نیست. زمان داره جفت کردن. باید تا آمادگی کامل نر و ماده صبر کنی. چون ماده آماده نبود نر رو از مستی انداخت و نر هم شروع به پرریزی کرد.

باید اونها رو جدا کنی. مدت جفت گیری اونها رو کلی عقب انداختی. اگه کمی صبر می‌کردی الان جفت رفته بودن. اما با این کار تو معلوم نیست دیگه نر آماده بشه.

علی خیلی ناراحت بود. با نگرانی از خونه حاج محمود اومد بیرون. و پیش خودش توصیه‌های حاجی رو مرور می‌کرد.

ـ الان که می ری خونه اول نر و ماده رو جدا کن. به هر۲تاشون مولتی ویتامین بده. به نر چیزی جز کتون و ارزن نده. مقداری دون کاهو و خلفه بذار براش و هفته ای ۲با به مقدار شصتی تخم مرغ و هویج بده. بادام رنده شده و فلفل دلمه و کدو هم بهش بده.

تا اینکه پرهای نر تخت بشه.

جای اون رو ثابت نگه دار. و از جابجاییش پرهیز کن.ماده رو هم همین جور عمل کن.

چون الان هوا سرده به امید خدا زودی آماده می‌شه. اگه این حالت نزدیکای فصل گرما بود دیگه معلوم نبود آماده بشه.

 درضمن یادت باشه اگه جفتی بعد یه هفته که چال گذاشتی سراغ چال نرن و لونه درست نکردن نهایتا تا بعد ۱۵ روز باید جداشون کنی تا اونی که آماده هست خراب نشه.

همه این مطالب رو علی تو ذهنش مرور می‌کرد تا یه وقت چیزی رو یادش نره..........

   + مصطفی احمدی - ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٢/٦